این پژوهش تلاش دارد با بررسی اندیشه های محمد قاسم امین، نگاه این اندیشمند مصری به مسئله ی زن را درک نماید. در این نوشتار، به این پرسش بنیادین پاسخ داده می شود که متون وی، درباره ی حقوق اجتماعی زن مصری، چگونه صورت بندی شده است؟ در این راستا، از رویکرد نظری تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بهره گرفته شده است. مدعای این پژوهش این-گونه تنظیم شده است: متون تولید شده توسط یک اندیشمند سکولار مصری در نیمه ی نخست قرن بیستم، نابرابری موجود در حقوق اجتماعی زن را بازتاب می دهد. این متون تحت تأثیر هژمونی غرب گرایی، تلاش دارد جامعه ی سنتی مصر را زیر سؤال ببرد. گفتمان موجود در جامعه را که به شدت تحت تسلط اندیشه ی مردسالارانه و سنت قرار دارد در هم شکند و گفتمانی نوین، ایجاد نماید. گفتمانی که نابرابری جنسیتی موجود در جامعه را به چالش می کشد و متصور است که با بهره گیری از نگاه غرب به مسئله ی حقوق اجتماعی زن، می تواند دگرگونی ایجاد کند. متون تولید شده، به عنوان یک ساختار اجتماعی، خود بازتاب دهنده ی ویژگی های موجود در جامعه ی مصر در دهه های پایانی قرن نوزده و سال های آغازین قرن بیست است.